• کلمه کاربری
      کلمه عبور

رزمنده ای که برای رفتن به جبهه کتک خورد من مشکل کوچکی دارم. مشکلم این است که پدرم من را نمی‌گذارد بروم جبهه و هر دفعه‌ای که به جبهه می‌آیم به بهانه حمام یا به بهانه جاهای دیگر است.

ایوب، رمضانی بودایوب در ماه مبارک رمضان متولد شد، در ماه مبارک رمضان برای فراگیری دروس حوزوی عزیمت کرد. در ماه مبارک رمضان عازم جبهه شد. در عملیات رمضان شهید و مفقودالجسد شد. در ماه مبارک رمضان پیکر مطهرش به زادگاهش بازگشت.

اعلام قطعنامه 598 و غم عجیب سید هاشمیدر راه به «سید احمد» گفتم: چقدر راحت عراقی ها را عقب زدیم. او گفت: «عراقی ها هیچ چیزی ندارند. فقط تانک دارند». بعد یک دستش را از دستگیره ی ماشین جدا کرده و با صورت رو به آسمان کرد و گفت: «فقط خدا». این آخرین گفتگو و دیدارمان بود

آخرین درگیری در جنگ تحمیلیعملیات مرصاد، هفتادمین عملیات آفندی و به طور کلی یکصد و چهارمین عملیات ارتش جمهوری اسلامی ایران و آخرین درگیری بین ایران و عراق در هشت سال جنگ تحمیلی بود.

گذشت از کشتن رزمنده ای با شنیدن نام امام رضا‎ (ع)با زبان الکن گفتم: «غریبٌ بالمشهد. الامام رضا(ع)» و منظورم این بود که من در کشور امام رضا(ع) و در همسایگی ایشان زندگی می‌کنم. تا نام امام رضا(ع) را شنید، قمقمه همراهش را در آب دجله فرو کرد و به من آب داد.

    ویژه نامه ها

    سفارش های شهید چمران به همسرش
    وارد اتاق شدم دیدم مصطفی روی تخت دراز کشیده. گفت: «من فردا شهید می‌شوم. ولی من می‌خواهم شما رضایت بدهید اگر رضایت ندهید شهید نمی‌شوم». آخر رضایتم را گرفت. بعد دو سفارش به من کرد: ...

    شما و ساجد



      پایگاه اطلاع رسانی جامع دفاع مقدس (ساجد).
      باز نشر کلیه مطالب این سایت به طور کامل و یا چکیده آن، با ذکر منبع بلامانع است.
      «کلیهٔ مطالب تحت مجوز مستندات آزاد گنو (GFDL) منتشر می‌شوند»